افغانستان

 
منظره ای بسیار زیبا از افغانستان

 

عکس فوق العاده باکیفیت از یک منظره زیبا و دیدنی در افغانستان. برای دیدن منظره های واقعا زیبا و دل انگیز دیگر از افغانستان در گوگل سرج نمایید زیباترین تصاویر افغانستان تا زیباترین عکسهای افغانستان را تماشا نمایید.

 

افغانستان

تابستان‌های افغانستان گرم و زمستان‌هایش سرد است. یکی از مهمترین مشخصه‌های
جغرافیایی افغانستان کوهستانی بودن آن است. یکی از دلایلی که جنگ‌های افغان‌ها اغلب
طولانی است همین کوهستانی بودن افغانستان است.

افغانستان به آب‌های آزاد دسترسی ندارد و به دلیل
نداشتن سیستم‌ مناسب برای بازیافت زباله‌ها و تصفیه، اغلب منابع آب آن آلوده
است.

در طول سال‌های گذشته وضعیت بی‌ثبات سیاسی و جنگ‌های روی داده در آن و همچنین
آلودگی آب آسیب زیادی به حیات وحش زده است. پلنگ، سمور، غزال‌های وحشی و قوچ از
جمله حیواناتی هستند که در این کشور در معرض انقراض قرار دارند.

بر اساس آمارهای سال 2007 میلادی 31 میلیون و 889 هزار و 923 نفر در این کشور
زندگی می‌کنند که میانگین سنی آنها 6/17 سال است. امید به زندگی در این کشور
43/77سال است. بزرگترین مشکل در این کشور از نظر بهداشتی بیماری‌هایی است که از
طریق آب و غذای آلوده منتقل می‌شوند مانند اسهال باکتریایی و هپاتیت.

42 درصد مردم آن پشتو، 27 درصد تاجیک، 9 درصد هزاره، 9 درصد ازبک هستند. 80 درصد
مردم آن سنی و 19 درصد شیعه‌اند.

از تاریخ ۱۷۴۷ میلادی که پس از مرگ نادرشاه افشار احمدخان سدوزایی خود را حاکم
افغانستان کرد، تا زمان استقلال افغانستان در سال ۱۹۱۹ میلادی، این کشور به زیر
سلطه دو امپراطوری آن دوران، بریتانیا و روسیه در آمده
بود.

در سال ۱۹۷8 میلادی در این کشور کودتا شد و دولت کمونیست بر سر کار آمد. در سال
۱۹۹۲ یک نیروی خودجوش و چریکی به نام مجاهدین در این کشور شکل گرفت که رژیم
کمونیستی ۱۵ ساله را شکست داد.

آن‌گونه که در دانشنامه اینترنتی ویکی پدیا آمده است،
مجاهدین موفق به تشکیل دولت ملی نشدند و جای آنها را  طالبان گرفت. طالبان
نتوانستند بقایای مجاهدین را که بر علیه آنها مقاومت می‌کردند به طور کامل سرکوب
کند. رژیم طالبان با حمله ائتلاف بین‌المللی به رهبری امریکا از هم پاشید.

از سال ۲۰۰۱ میلادی بعد از کنفرانس بن (Bonn) در اثر توافق گروه‌های افغان دولت
موقت به رهبری حامد کرزی روی کار آمد. حکومت در ۷ دسامبر ۲۰۰۴ میلادی به ریاست
جمهوری حامد کرزی شکل گرفت و در ۱۹ دسامبر سال ۲۰۰۵ نیز انتخاب مجلس قانون‌گذاری آن
را تکمیل کرد.

سیاست در افغانستان

افغانستان عضو سازمان ملل و اکو است.

حکومت در این کشور جمهوری اسلامی است. این کشور دو مجلس دارد: مجلس نمایندگان با
۲۴۹ عضو و مجلس سنا با ۱۰۲ عضو. سن قانونی در این کشور 18 سالگی است.

نظام قضایی این کشور تلفیقی از قوانین شهروندی و دینی است. هم‌اکنون احزاب زیادی
در این کشور در حال فعالیت هستند.

اقتصاد در افغانستان

اقتصاد افغانستان در حال نوسازی خود پس از سال‌ها جنگ و درگیری است. با این حال
پس از فروپاشی طالبان در سال 2001 رو‌ به رشد نهاده است.

درآمد ناخالص داخلی این کشور در سال 2004 میلادی  5/21میلیارد دلار بود که رقم
چندان بالایی نیست. 15 میلیون نفر در این کشور شاغل هستند و نرخ بیکاری در آن 40
درصد است. نرخ تورم در این کشور در سال 2005 میلادی 3/16 درصد بود.

53 درصد از مردم این کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند و به دلیل همین وضعیت
نامناسب اقتصادی و فقر است که بخش زیادی از مردم آن به کشورهای همسایه از جمله
ایران و برخی کشورهای آمریکایی و اروپایی مهاجرت کرده‌اند.

حدود ۸۱ درصد مردم این کشور در بخش کشاورزی،۱۱ درصد در صنعت (اغلب بافندگی) و ۹
درصد در بخش خدمات مشغول به کارند.

22 درصد محصولات این کشور به هند، 21 درصد به
پاکستان، 6/14 درصد به آمریکا، 3/6درصد به
انگلیس، 5/5درصد به
دانمارک و 3/4درصد به
فنلاند صادر
می‌شود.

واردات به افغانستان هم از کشورهای پاکستان 5/37 درصد، آمریکا 9/11 درصد، آلمان 1/7و هند
1/5درصد است.

بیشترین بدهی این کشور به روسیه و نیز صندوق بین‌المللی پول
است که به هشت میلیارد دلار می‌رسد. پس از سقوط طالبان بیش از ۶۰ کشور جهان قول

کمک به این کشور را دادند که به فاصله ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ میلادی 9/8 میلیارد دلار به این
کشور کمک بلاعوض کنند.

واحد پول آن افغانی نام دارد که از سال۲۰۰۰ به بعد ارزش‌ها به نسبت دلار رو به
بهبودی دارد.

صنایع زیادی در افغانستان موجود نیست. با این حال صنعت قالی‌بافی، فرش‌های دستی،
گلیم و نمد در این کشور به طور خودجوش وجود دارد. افغانستان سالانه حدود دو و نیم
میلیون متر مربع فرش صادر می کند.

مردم افغانستان

مردم افغانستان به یکی از زبان‌های دری (فارسی) ۵۰ درصد، پشتو ۳۵ درصد، ازبکی،
ترکمنی، پشه‌یی، نورستانی و بلوچی سخن می‌گویند. بر اساس قانون اساسی افغانستان،
زبان‌های دری و پشتو زبان‌های رسمی دولت افغانستان است.

زبان غالب در کابل
پایتخت و بیشتر شهرهای شمال، مرکز و شمال غرب افغانستان دری است. زبان غالب در
شهرهای قندهار و جلال آباد و بیشتر شهرهای جنوب شرق افغانستان پشتو است. زبان غالب
در شهرهای شبرغان و میمنه، ازبکی است.

۳۶ درصد از افراد بالای ۱۵ سال در این کشور می‌توانند بخوانند و بنویسند. در
زمان اشغال افغانستان توسط شوروی در دهه ۹۰، شالوده آموزش و پرورش افغانستان از هم
پاشید.

در دورهٔ قدرت طالبان حتی دختران خانه‌نشین شده و اجازهٔ تحصیل از آنها گرفته
شد. در این دوره، به جای درس‌های علمی مانند شیمی و فیزیک در مدارس، بیشتر بر
آموزش‌های مذهبی تاکید می‌شد.

در حال حاضر ۱۳ دانشگاه و ۶ مرکز تربیت معلم در سراسر افغانستان وجود دارد. 10 درصد بودجه سالانه افغانستان به امور آموزشی اختصاص دارد، که از این میان هفت درصد آن مربوط به وزارت معارف (آموزش وپرورش) است، یک درصد مربوط به نهادهای تحقیقاتی و یک درصد مربوط به آموزش عالی است.

ارتباطات در افغانستان

افغانستان هم‌اینک دارای یک سازمان رسانه‌ای ملی به نام «رادیو تلویزیون ملی
افغانستان» (RTA) است که یک کانال تلویزیونی و یک کانال رادیویی دارد.

علاوه بر RTA نزدیک به ۱۰۰ شبکه رادیویی و حدود ۱۰ شبکه تلویزیون خصوصی در این
کشور وجود دارد.

رشد و توسعه نظام ارتباطی افغانستان به دلیل کوهستانی بودن این کشور بسیار کند
صورت می‌گیرد که مستلزم توسعه کیفی در زمینه ماهواره‌است.

در افغانستان بیش از ۵۰ هزار نفر صاحب تلفن هستند و جالب تر آن که ۱۲ برابر آن
در این کشور صاحب تلفن همراه هستند. در این کشور 535 هزار کاربر اینترنت هستند.

 

افغانستان از نظر موقعیت ژئو پولتیکی  

     

افغانستان در محل ژئواستراتژیکی مهمی قرارگرفته که شرق، جنوب، غرب و آسیای
مرکزی را وصل می‌کند و در طول تاریخ همواره بخشی از کشور ایران محسوب می‌شده. از
روزگاه باستان، این سرزمین شاهد فتوحات نظامی بسیاری از جمله توسط اسکندر مقدونی،
شاهنشاهی مائوریا، مسلمان عرب، چنگیز خان و دیگران بوده‌است. همچنین به عنوان منبعی
برای سلسله‌های متعددی از جمله دولت یونانی بلخ، شاهنشاهی کوشان، هیاطله،
کابل‌شاهان، سامانیان، صفاریان، غزنویان، سلسله غوریان، تیموریان و دیگران بود که
هر یک امپراتوری خود را تأسیس کردند. در اواسط قرن هفتم (۶۴۲-۸۷۰) پس از اینکه حمله
اعراب به ایران با شکست امپراتوری ساسانی کامل شد، آن‌ها به سوی شرق امپراتوری فارس
هجوم برده و تمامی بخش‌های ایران را در سال ۶۴۲ میلادی شهر هرات را تسخیر کردند. در
۸۷۰، کابل و تمام مناطق افغانستان فعلی (ایران آن زمان) توسط اعراب فتح شدند.
با
اطمینان و جرأت میتوان گفت که تاریخ کامل کشور افغانستان را نمی توان از ذیل نام
افغان و افغانستان دریافت؛ بلکه تاریخ باستانی و قرون میانه این مملکت را در تواریخ
ایران اوستایی و شاهنامه ای و در تاریخ خراسان باید جستجو نمود و بدون تردید تاریخ
ایران اوستایی و شاهنامه ای و خراسان تاریخی از سرزمین بلخ و بامیان و سیستان و
نیمروز و زابل وکابل و هرات و مرو و غور و غرجستان و از کتاب اَوِستای زردشت و
شاهنامه ها و از تاریخ پیشدادیان و کَیانیان و ادبیات دری، جدا نیست.
تاریخ
سیاسی افغانستان مدرن در قرن ۱۸اُم با برخاست قبایل پشتون (که به عنوان اوغان یا
افغان در زبان فارسی شناخته می‌شوند)، زمانی که در سال ۱۷۰۹ میلادی سلسله هوتکی
حکومت خود را در قندهار ایجاد کردند، و به صورت دقیق‌تر، زمانی‌که احمد شاه درانی
امپراتوری درانی را در سال ۱۷۴۷ ایجاد کرد که پیشرویی از افغانستان امروزی شد.
پایتخت آن در سال ۱۷۷۶ از قندهار به کابل منتقل شد و بخشی از قلمرو آن به
امپراتوری‌های همسایه در سال ۱۸۹۳ واگذار شد. در اواخر قرن ۱۹، افغانستان به یک
دولت حایل در "بازی بزرگ" بین امپراتوریهای انگلیس و روس تبدیل شد. در تاریخ ۱۹ اوت
۱۹۱۹، پس از جنگ سوم افغان و انگلیس و امضای معاهده راولپندی، ملت دوباره کنترل
امور خارجه خود را از بریتانیا گرفت.
از اواخر دهه ۱۹۷۰ افغانستان جنگ‌های داخلی
دنباله‌داری را تحمل کرد که با اشغال‌های دولت‌های خارجی در همانند تهاجم اتحاد
جماهیر شوروی در ۱۹۷۹ و تهاجم ایالات متحده در اکتبر ۲۰۰۱ که باعث سرنگونی دولت
طالبان شد همراه بود. در دسامبر سال ۲۰۰۱، شورای امنیت سازمان ملل به ایجاد نیروی
بین‌المللی کمک به امنیت (آیساف) برای کمک به حفظ امنیت و کمک به دولت کرزی اجازه
داد. افغانستان در حال حاضر در عین حال که با شورشیان طالبان سروکار دارد، به کندی
و با حمایت جامعه بین‌المللی در حال بازسازی
است.

 

زمین شناسی افغانستان مقدمه تاریخی زمین شناسی افغانستان

در مقدمه باید عرض کنم که خاک افغانستاناز
بهترین و سرشارترین خاکهای جهان و سرزمین زرخیز و غنی از معادن گرانقیمت و آب و
هوای حاصلخیز است.

 

هرچند تاکنون مطالعات زمین شناسی جامعی در افغانستان صورت نگرفته است اما از
لحاظ تاریخی افغانستان دارای شهرت ز یادی در داشتن معادن و منابع غنی می باشد. از
دوران باستان در بدخشان لاجورد، طلا ونمک و در قندهار و کابل و... مس و آهن استخراج
می گردید. در قرون وسطی و در اوایل قرن ۲۰ نیز طلا در منطقه مقر،نقره و زمرد در
پنجشیر، معادن متعدد آهن وسایر فلزات در نقاط مختلف و همچنین زغا لسنگ، نفت وگاز
و... در مناطق مختلف کشور کشف شده است.
اولین بار زمین شناسان انگلیسی(گریس باخ
و هایدن) در افغانستان مرکزی وشمالی مشاهداتی انجام دادند وبعد ها زمین شناسان
فرانسوی، (فیورون و همکاران) در سالهای ۱۹۲۶-۱۹۵۱ مناطقی در اطراف کابل را نقشه
برداری زمین شناسی نمودند.

در دهه ۱۹۵۰ با تاسیس ریاست تفحص نفت و گاز مرحله
مهمی از مطالعات زمین شناسی افغانستان آغاز شد. در ۱۹۵۸ زمین شناسان افغانی با
همکاری کارشناسان روسی جستجوبرای کشف نفت و گاز طبیعی را با موفقیت به پایان
رساندند. در این مطالعات برای اولین بار ساختار زمین شناسی منطقه با تهیه نقشه های
زمین شناسی همراه شد.
در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ زمین شناسان فرانسوی(منزیه و
لاپاران) حوالی کابل را نقشه برداری نمودند و از ۱۹۵۹ زمین شناسان آلمان غربی به
کمک عکسهای هوایی کار تهیه نقشه زمین شناسی تمام نیمه جنوبی کشور را (با مقیاس
۱۰۰۰۰۰۰ :۱ )آغاز نمودند.

در ۱۹۶۳ ریاست “تفحص مواد مفیده جامد” تاسیس شد که
در ۱۹۶۵ به ریاست ”جیولوجی و معادن“ تغیر نام یافت .در این ریاست با همکاری زمین
شناسان روسی، اکتشاف، ارزیابی و تخمین ذخایر معدنی زغالسنگ، سنگ آهن، طلا و لاجورد
آغاز گشت. در نتیجه همین تفصحات معادن بزرگی همچون “ معدن آهن حاجیگک“ در منطقه
بامیان و حوزه بزرگ زغالسنگ از پلخمری در شمال تا نزدیکی هرات در غرب و مواد با
ارزش دیگر همچون باریت ، بریلیوم و... کشف گردید.
از ۱۹۶۵ مطالعات زمین شناسی
وسیع و مهمی در مورد اکتشاف مواد معدنی مهمی چون سرب ، روی(جست) مس، طلا باریت
،ابرک ،سولفور، فسفریت ها، سینابر،زغالسنگ ، آبهای معدنی ، نمک طعام و مواد
ساختمانی صورت گرفت. در ۱۹۷۳ ارزیابی جدیدی در مورد معدن بزرگ “ارگونیت“ در حاشیه
جنوب غربی کشور و معادن مهم باریت در شمال هرات مورد اکتشاف قرار گرفت. در ۱۹۷۴ در
منطقه لوگر(جنوب کابل)کمر بند مس دار بزرگی(مس عینک) کشف شد.
مهمترین مطالعات
زمین شناسی افغانستان با تهیه نقشه زمین شناسی سراسر افغانستان در مقیاس ۵۰۰۰۰۰ :۱
و همچنین تهیه نقشه تکتونیکی کشور در دهه ۱۹۷۰ به انجام رسید.

از ۱۹۷۶ تا
اوایل دهه ۸۰ گزارشات و مطالعات قبلی بصورت کتابها و مقالات متعددی منتشر شده، از
جمله “ تکتونیک افغانستان“ اثر و.ا.سلاوین(۱۹۷۶) ، جیولوجی افغانستان اثر ولفارت و
ویتکینت(۱۹۸۰) و “جیولوجی و مواد معدنی افغانستان“ که توسط یک تیم روسی و افغانی
بدنبال تهیه نقشه سراسری زمین شناسی افغانستان تدوین و به زبان روسی و انگلیسی در
مسکو به چاپ رسید(۱۹۸۰).

در دهه ۸۰ با تشدید جنگها در افغانستان مطالعات
زمین شناسی عمده و سراسری متوقف شد و لی کارهای پراکنده و موردی مخصوصا روی معادن
کشف شده و بزرگ نزدیک به مرکز کشور توسط متخصصین روسی دنبال گردید اما نتایج این
مطالعات در دست نیست و احتمالا در روسیه بایگانی شده است. در دهه ۹۰ کار های زمین
شناسی بکلی تعطیل شد و ساز مان زمین شناسی و معدن افغانستان در اثر جنگ آسیب جدی
یافت. تنها در ۱۹۹۵ گری باورساکس(جواهر شناس آمریکایی) با همکاری بونیتا چمبرلن
کتاب جالب “سنگهای قیمتی افغانستان“ را منتشر نمودند که در واقع جدید ترین اثر قابل
توجه در زمینه زمین شناسی و مواد معدنی این کشور می باشد.

در سال ۲۰۰۲ ، با
آغاز دوران جدید در افغانستان به نظر می رسد که دوران مهمی برای مطالعات زمین شناسی
افغانستان در راه باشد اما دشواریهای مربوط به جنگ طولانی افغانستان هنوز هم مانع
بزرگی بر سر این راه می باشد.

چشم انداز زمین شناسی افغانستان

زمین
شناسی افغانستان از لحاظ سا ختمانی بسیار پیچیده و در هم تنیده است و اساسا شامل
توالیهایی از روند های باریک سرزمین های شمالشرقی- جنوب غربی خرده های قاره ای به
سن پالئوزویک تا ترشیری می باشد. این قطعات به سمت شمال حرکت نموده و بطور مایل با
توده قاره ای آسیا در حال برخورد است.

آخرین قطعه ای که به این مجموعه در
حال پیوستن است بلوک قاره ای بزرگ هندوستان است. برخورد مایل این قاره، سبب
تغییراتی در روند های ساختمانی و یکسری گسل خوردگی(شکستگیها) و چین خوردگیها گردیده
است. این مجموعه بلوکها و قطعات توسط زمین درز (سوچور) هایی که در طول آنها
افیولیتها دیده می شوند ، از همدیگر جداشده اند. اینها در ظاهر تنها بقایای پوسته
اقیانوسی زیر رانده شده اند که خود نشانگر فضاهای اقیانوسی با عرض (پهنای) نامشخص
می باشند.
از لحاظ تشکیلات زمین شناسی، در افغانستان سنگهایی به سن پرکامبرین تا
کوارترنری و در نقاط مختلف جغرافیایی با سن و جنس متفاوت به چشم می خورد. بطور کلی
در افغانستان سه منطقه اصلی شامل سنگهای رسوبی ضخیم موجود است:
۱) حوضه
شمال(شمال افغانستان)
۲) جنوب غرب (حوضه رود خانه هلمند)
۳) منطقه کتواز(جنوب
شرق)

توده های آذرین و دگرگونی، هر چند در سراسر کشور گسترش دارد اما بطور
خاص در شرق و جنوب شرق کشور از وسعت بیشتری بر خوردار است : بدخشان، نورستان،
لغمان، پروان، پغمان، نواحی اطراف کابل و نوار هایی در مناطق مرکزی و جنوبی
کشور.

از لحاظ سن، تشکیلات مربوط به پالئوزویک بالایی و مزوزوئیک در
افغانستان از گسترش بیشتری برخوردار است.
از مشخصات بارز زمین شناسی ساختاری
افغانستان، وجود یکسری گسلها و شکستگیهای عمده است که مرز نواحی مختلف و ایالتهای
زمین شناسی متفاوت را تشکیل می دهند. علاوه بر این روند های عمده، وجود عناصر
ساختاری پراکنده در سراسر کشور نیز وجود دارد.


ساختمان زمین شناسی افغانستان

 


منطقه وسیعی در افغانستان بین بلوک اورا زی
در شمال و شبه قاره هند و عربستان در جنوب وجود دارد که شامل چندین حوضه جغرافیای
دیرینه و حوضه های ساختمانی می باشد که بوسیله مجموعه بزرگی از سیستمهای گسلی بر
جای مانده از خطواره های بزرگ تکتونیکی جداشده اند. این حوضه ها از شمال به جنوب
عبارتند از :
الف) حوضه ترکستان افغانستان – هندو کش که در شمال توسط حوضه تاجیک
از حوضه توران- تیان شان جدا گردیده است.
ب ) حوضه ترکمن فراه رود در مرکز و غرب
افغانسنان
پ) حوضه رشته کوههای مرکزی در مرکز افغانستان
ت) حوضه بلوچ ، که
باعث رو راندگی بلوک هندوستان می گردد.
ج) گوه کابل، در محلی که واحد های نا
برجا(انتقالی) به حوضه بلوچ مر بوط می گردد و در حالیکه واحد های برجا به حوضه رشته
کوههای مرکزی مربوط می شود.
چ) کوههای پغمان و نورستان که دارای شباهتها و
قرابتهای غیر مشخصی با حوضه های ترکستان- هندوکش و ترکمن – فراه رود می
باشد.

این حوضه ها تحت تاثیر کوهزاییهای زیر قرار داشته اند
:

▪ پرکامبرین


رخنمونهایی از دگرگونی، دگرشکلی و گرانیتی
شدن مربوط به پروتروزویک در افغانستان شناخته شده است، مخصوصا مناطقی در
نورستان(چمیروف و میرزاد،۱۹۷۲)، بدخشان(سلاوین،۱۹۸۴ و دسیو ۱۹۸۰)، کوههای
پغمان(بولن ، ۱۹۷۲) و نواحیِ در گوه کابل (مینزیه،۱۹۷۷)، همگی به رخداد های
پرکامبرین نسبت به داده شده اند. توزیع این رخنمونها بیانگر این مطلب است که اغلب
حوضه های جغرافیای دیرینه و حوضه های ساختمانی افغانستان در زیرمجموعه سنگهای
پروتروزویک که احتمالا با سپر هندوستان، ایران مرکزی و عربستان مرتبط است، قرار می
گیرد.(ولفارت ۱۹۶۷ و اشتوکلین ۱۹۷۴).


▪ هرسینین


چینهای خمیده رو به جنوب، دگر گونی فشار
بالا(بطور محلی همراه با گلاکوفان) و قسمتی از گرانو دیوریتهای موجود در هندو کش به
ماقبل ویزین مر بوط می شوند( بولن و بوی ، ۱۹۷۷). این نشانه ها همگی مشخص کننده
کوهزایی هرسینین می باشد. اما حوضه های جنوبی و مخصوصا حوضه های کوههای مرکزی تحتد
تاثیر این کوهزایی قرار نگرفته است(بلیز ۱۹۷۲ و بلیز و همکاران
۱۹۷۷).

رسوبات پا لئوزویک پیشین که در شیب قاره ای پی سنگ ترکستان افغانستان
بر جای گذاشته شده است ، توسط این کوهزایی تحت تاثیر قرار گرفته است. سنگهای بازیکی
و اولترابازیکی در درون توالیهای رسوبی امروزه بصورت آمفیبولیت و سرپنتین دیده می
شود. این سنگها احتمالا نشانگر بقایای پوسته اقیانوسی از میان رفته ـ اقیانوس هندو
کش- می باشند. در جنوب این اقیانوس ، کوههای پغمان و نورستان با سن پروتروزویک ،پی
سنگ دیگری را تشکیل داده است.
طبق نظر بولن ، بستر اقیانوس هندو کش به زیر پی
سنگ ترکستان افغان فرو رانده شده است و در اثر برخورد بین پی سنگ ترکستان افغان وپی
سنگ پغمان – نورستان ، کمر بند هرسینین هندو کش حاصل شده است(بولن و بوی،۱۹۷۶ )
.
رشته کوههای پامیر شمالی۰ولاشف و کراچنکو ،۱۹۷۹) ، قراقروم شمالی(گانسر، ۱۹۶۴)
و کون- لون(چانگ و چینگ، ۱۹۷۳) .از امتداد شرقی محتمل این کمر بند بوجود آمده است،
در حالیکه کوههای بینالود(مجیدی ۱۹۷۸)در شمالشرقی ایران و بخشی از کمر بند های
هرسینین اروپا ، احتمالا امتداد های غربی آن می باشد.

در هندو کش غربی،
مخصوصا در رشته کوه بند بیان(فونتنات و همکاران، ۱۹۷۹) و در قسمت بالای دره
غوربند(بولن وبوی، ۱۹۸۰)، کمربند هرسینین هندوکش، اثرات رخداد های تکتونیکی ویزئن
را نشان می دهد. این رخداد ها ممکن است حاصل تشکیل شدن کمر بند هرسینین تیان شان
باشد که در خلال ویزئن بالایی تا کربونیفر میانی از بسته شدن فضای اقیانوسی تیان
شان و نیز از نتیجه بر خورد بین پی سنگ ترکستان افغان و پی سنگ توران بوجود آمده
است (بورتمن ،۱۹۷۵، کراچنکو ۱۹۷۹). در نهایت، فضای اقیانوسی تیان شان احتمالا یک
حوضه حاشیه ای از اقیانوس هندوکش تشکیل داده بوده است(بولن و بویکس
،۱۹۸۰).


▪ کیمرین پیشین


نشانه های مشخص رخداد های کیمرین پیشین در سه
نقطه از افغانستان دیده می شود :
الف) لبه شمالی هندوکش (بولن و همکاران، ۱۹۷۷)
که دگر شکلیهای تر یاس بالایی و ژو راسیک

/ 0 نظر / 49 بازدید