نقش دموکراسی در توسعه اقتصادی

دموکراسی وتوسعه اقتصادی

بدون تردیدازبهترین روشهای حکومت و مدیریت جامعه دموکراسی و مردم سالاری است که اگر براستی اراده مردم درمدیریت جامعه نقش داشته باشد و تقسیم قوا و موازنه قدرت شکل بگیرد آثار وبرکات مثبت زیادی دارد اما دراین مقاله که برای شما گذاشته می شود نویسنده به تحلیل رابطه دموکراسی و توسعه پرداخته است و از جوانب گوناگون این موضوع را به بررسی گرفته است:

آیا توسعه اقتصادی باعث تحقق دموکراسی سیاسی می شود؟ یا دموکراسی باعث ایجاد توسعه اقتصادی می شود؟ آیا تحقق دموکراسی به سطح توسعه اقتصادی ارتباط دارد؟ یا برعکس دوام دموکراسی به سطح توسعه بستگی دارد؟ و...

اینها پرسشهای اساسی در برنامه های سیاسی و مباحث روشنفکری پنجاه سال گذشته بوده اند و مطالعات و تحقیقات فراوانی برای رسیدن به پاسخ مناسب صورت گرفته است ؛ در این نوشتار خلاصه ای اجمالی از نتایج این مطالعات مورد توجه قرار گرفته است.
نظامهای سیاسی از ویژگی های نهادی بسیاری ترکیب یافته اند که در عین حال که عقلانیت اقتصادی را تشویق می کنند اما ممکن است مانع ابتکار عمل اقتصادی شوند و به دولتها برای کمک به توسعه ، آزادی عمل لازم را بدهند و اجازه گریز از کنترل مردمی را نیز پیدا کنند و تفکر بلندمدت را به قیمت فاجعه های کوتاه مدت یا برعکس ترویج دهند. توسعه نیز فرآیندی چندوجهی از دگرگونی ساختاری نه فقط در حوزه اقتصاد است که با رشد درآمد، بهره وری ، مصرف ، سرمایه گذاری ، آموزش ، امید به زندگی و اشتغال جلوه گر می شود و جملگی برای بهتر زندگی کردن موثر هستند.برای مردم ساکن در دموکراسی و دیکتاتوری حتی اگر درآمد یکسانی داشته باشند لزوما نمی توان توقع سطح زندگی یکسانی داشته باشیم.

ادامه مطلب را در وبلاگ در آرزوی عدالت بخوانید

 

/ 0 نظر / 27 بازدید